واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

332

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

جمع مىكنند « 1 » » . ويرانه‌هاى كاث كهنه اكنون به « شيخ عباس ولى » « 2 » مشهور است . يك دژ كوچك كنونى فقط ربع كهن‌دز قديمى را اشغال كرده و بقاى يك مناره و حصار شهر نيز وجود دارد . ديديم كه نهر بزرگ وداك ( به گفتهء دخويه « 3 » اكنون مسير كونيه‌دريا [ « كهنه‌دريا » ] ) اندكى بالاتر از كاث از رود متفرع مىگردد . اريق بوه در پائين دست شهر منشعب مىگشته و نزديك قريهء اندرستان به فاصلهء يك روز راه از گرگانج به وداك مىپيوسته . اين اريق از وداك كوچكتر بوده . به فاصلهء يك « غلوة » ( رجوع شود به ماقبل ، ص 237 حاشيه 1 ) از گرگانج ، سدى چوبى بر رود تعبيه شده بوده كه جريان آن را به طرف مشرق منحرف مىساخته . پيشتر آب تا خود شهر مىرسيده . از اينجا پيداست كه در زمان سامانيان مسير ادرون - دريا بين كونيه [ كهنه اورگنج ] اورگنج و درياچهء سارىقاميش پر از آب نبوده و گفتهء مسعودى را « 4 » دربارهء « درياچهء جرجانيه » ( سارىقاميش ) بايد اشتباهى در تاريخ دانست [ و مربوط بدوران خيلى پيشتر بوده ] . شاخه‌اى از اين رود كه به سوى مشرق منشعب گشته بوده به طرف قريهء فراتگين يا براتگين مىرفته . اين قريه در پنج روزه راه ازكاث « 5 » ، و مشرق رود و به فاصلهء بالنسبة زيادى از آن

--> ( 1 ) - طبق ترجمهء دخويه ( 102 . Das alte Bett des Oxus » . S » ) : « كثافات را با پاهاى خود به مساجد مىآورند » . ( 2 ) - شرح اين ويرانه‌ها را آ . كون تحت عنوان « شاه‌آبادولى » داده ( « تمدن و فرهنگ واحهء بخشهاى سفلاى آمودريا » ، ص 251 و بعد ) . ( 3 ) - . 71 . S ، « Das alte Bett des OXus » ، De Goeje ولى البته وداك نهرى بيش نبوده و نمىتوان آن را با مسير اصلى رود در قرن دهم ميلادى يكى دانست . ( 4 ) - تنييه ، 65 ؛ ترجمه ، 96 . ( 5 ) - به گفتهء استخرى چنين است ( 341 ) ؛ به گفتهء مقدسى فاصله خيلى بيشتر بوده ( به بعد رجوع شود ) .